تبليغاتX
...واینک بنوشید از این چشمه سلسبیل

بسم رب الکرسی الرفیع

«منت خدای را عز وجل که طاعتش موجب قربتست وبه شکر اندرش مزید نعمت»

سلام برتوای ماه زیبا وخداحافظ ای ماه دلخسته وعاشق خداحافظ ای سحرهای پررمزوراز خداحافظ ای لحظه ی زیبای اذان مغرب که با نوای ربنا چه عاشقانه درهم اویخته شده بودی..خداحافظ خداحافظ ای شب زنده داریها خداحافظ ای اشک هایی که درغم علی ریخته شد خداحافظ ای شبهای قدر که چه زیبابودی وچه دلگیر..خداحافظ ای زبیاترین روزهای خدا ای بهترین لحظات عمر من خداحافظ..چگونه باتو وداع کنم وقتی اینجور باتو انس گرفتم چگونه ازتودل بکنم وقتی هنوز ناخدااگاه ساعت رو برای سحر کوک کردم چگون از تو دل ببرم .چگونه....چه دیرامدی وچه زود رفتی رفتی من باید درانتظارباشم وروزهارویک به یک برای رسیدن دوباره ات بشمارم...چه جوری به ماه نگاه کنم وقتی هنوز تو رایاد دارم که چه زیبا دراسمان خودنمایی می کردی ...می ترسم می ترسم که بیایی و من نباشم ولی یادت باشد وقتی امدی اگر بودم یانبودم من رادر لحظه ی نورانیت خویش سهیم کن که تا لحظه ی مرگ برای درک نوردوباره ات چشم انتظارت بودم وتورادراسمان خدا جستجو می کردم.....

سخن آخر:

الّلهم عجّل لولیک الفرج

آمین

 

نوشته شده توسط زهرا هدایتی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 ساعت 0:6 | لینک ثابت

بسم رب الکرسی الرفیع

«منت خدای را عز وجل که طاعتش موجب قربتست وبه شکر اندرش مزید نعمت»

1 - نهرهاى چهارگانه بهشتى
از آيات قرآن مجيد به خوبى استفاده مى شود كه در بهشت نهرها و چشمه هاى گوناگونى است كه هر كدام داراى فايده و لذتى است كه چهار نمونه آن در آيه فوق آمده و نمونه هاى ديگرى نيز در سوره دهر است كه به خواست خدا در تفسير آن خواهد آمد.
تعبير به ((انهار)) در مورد اين چهار نوع نشان مى دهد كه از هر كدام آنها يك نهر نيست بلكه نهرها است .
بارها گفته ايم نعمتهاى بهشتى چيزى نيست كه با الفاظ روزمره زندگى دنيا بتوان درباره آن سخن گفت ، اين الفاظ كوچكتر از آن است كه بتواند ترسيم كامل و گويائى از آن بكند، بلكه تنها مى تواند شبحى كم رنگ از آن حقايق بزرگ در اذهان ما ترسيم كند.
در آيه مورد بحث به نهرهاى آب و شير و شراب طهور و عسل اشاره شده كه ممكن است اولى براى رفع تشنگى است ، دومى تغذيه ، سومى نشاط، و چهارمى لذت و قوت مى آفريند.
جالب اين كه از آيات ديگر قرآن استفاده مى شود كه همه بهشتيان از همه اين نوشيدنيها نمى نوشند بلكه سلسله مراتبى دارند كه به تناسب آن بهره مند مى شوند در سوره مطففين آيه 28 مى خوانيم : عينا يشرب بها المقربون : ((چشمه اى است كه مقربان درگاه خدا از آن مى نوشند)).
2 - شراب طهور
ناگفته پيدا است كه خمر و شراب بهشتى هيچگونه ارتباطى با خمر و شراب آلوده دنيا ندارد، همانگونه كه قرآن در توصيف آن در جاى ديگر گفته است : لا فيها غول و لا هم عنها ينزفون : ((آن خمر و شراب نه مايه فساد عقل است و نه موجب مستى مى شود و جز هوشيارى و نشاط و لذت روحانى چيزى در آن نيست )) (صافات - 47).
3 - نوشابه هاى فاسد نشدنى
در توصيف نهرهاى بهشتى در يك مورد با ((غير آسن )) (بوى آن تغيير نيافته ) و در مورد ديگر ((لم يتغير طعمه )) (طعم آن دگرگون نشده ) آمده است و اين نشان مى دهد كه نوشابه ها و غذاهاى بهشتى هميشه به همان طراوت و تازگى روز نخست است ، چرا چنين نباشد؟ در حالى كه دگرگونى مواد غذائى و تغيير يا فساد آنها بر اثر تاءثير ميكروبهاى فاسد كننده است ، و اگر اينها نبودند در اين دنيا نيز همه به همان حالت نخست باقى مى ماندند، اما چون در بهشت جائى براى موجودات فاسد كننده نيست همه چيز آن هميشه صاف و پاك و سالم و تازه است .
4 - چرا ميوه ها
در آيه مورد بحث و بسيارى ديگر از آيات قرآن از ميان غذاهاى بهشتى بيشتر روى ميوه ها تكيه شده است ميوه هاى متنوعى كه باب همه ذائقه ها است
و اين نشان مى دهد كه ميوه مهمترين غذاى بهشتى است ، حتى بهترين و سالمترين غذاى انسان در اين دنيا نيز ميوه است .
5 - تعبير به ((سقوا)) (نوشانيده مى شوند) به صورت فعل مجهول بيانگر اين واقعيت است كه آب سوزان حميم را به زور، و نه به دلخواه ، به آنها مى نوشانند كه بجاى سير آب شدن در آن آتش سوزان ، امعاء آنها را متلاشى مى كند و همانطور كه طبيعت دوزخ است باز به حال اول برمى گردد چرا كه در آنجا مرگى نيست !.

نوشته شده توسط زهرا هدایتی در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 ساعت 23:55 | لینک ثابت

بسم رب الکرسی الرفیع

«منت خدای را عز وجل که طاعتش موجب قربتست وبه شکر اندرش مزید نعمت»

نعمتهاى ظاهرى و باطنى


آنچه براى حواس ظاهرى يا باطنى و قواى ادراكى يا تحريكى انسان گوارا و ملايم باشد نعمت ناميده مى شود . قرآن كريم همه نعمتها را از جانب خداى سبحان مى داند: و ما بكم من نعمة فمن الله و آن را نيز غير قابل شمارش معرفى مى كند: و ان تعدوا نعمة الله لا تحصوها  . امام اميرالمؤ منين (عليه السلام ) نيز مى فرمايد: (لا يحصى نعمائه العادون ) .8
نعمتها برخى ظاهرى و برخى ديگر معنوى و باطنى است : و اءسبغ عليكم نعمه ظاهرة و باطنة  و نعمت مطلوب در سوره حمد بر اساس دلايل و شواهد قرآنى نعمت ظاهرى نيست ، بلكه نعمت باطنى است كه سالكان با متنعم شدن به آن از اصحاب صراط سوى و مستقيم شده ، راهى باريكتر از مو و برنده تر از شمشير را به آسانى مى پيمايند؛ زيرا پيمودن اين راه بدون نعمت باطنى الهى ميسور كسى نيست . اين دلايل به اختصار عبارت است از:
 قرآن كريم از سويى نعمتهاى ظاهرى همانند مال و فرزندان را زينت زندگى دنيا مى داند: المال و البنون زينة الحيوة الدنيا و از سوى ديگر كاربرد آنها را به زندگى دنيا منحصر مى كند: (يوم لا ينفع مال و لا بنون ) . از جمع اين دو آيه بر مى آيد كه آنچه ره توشه سلوك و عامل وصول سالكان كوى حق است ، نعمتهاى باطنى الهى است .
2 متنعمان و برخورداران از نعمتهاى باطنى ، پيامبران ، صديقان ، شهيدان و صالحانند و غالب آنان از نعم ظاهرى بهره مند نبوده اند .
3 عامل مغضوب شدن و ضلالت كسانى كه در برابر نعمت يافتگان قرار گرفته اند، همان نعمتهاى ظاهرى است .


قرآن كريم سر طغيان گروهى از كافران را برخوردارى از مال و فرزند مى داند: اءن كان ذامال و بنينَ اذا تتلى عليه اياتنا قال اءساطير الاءولين .همچنين به رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايد: وذرنى و المكذبين اءولى النعمة و مهلهم قليلا  . نيز از نعمتى سخن مى گويد كه انسان را به اعراض و استكبار مى كشاند: اذا اءنعمنا على الانسان اءعرض وناء بجانبه و قوم بنى اسرائيل را با اين كه نعمتهاى فراوانى به آنان داده شده بود: يا بنى اسرائيل اذكروا نعمتى التى اءنعمت عليكم  ذليل و مغضوب معرفى مى كند: ضربت عليهم الذلة و المسكنة و باءوا بغضب من الله .  درباره برخى از هلاك شدگان نيز مى فرمايد: از نعمتهاى فراوانى بهره مند بودند: و اترك البحر رهوا انهم جند مغرقونَ كم تركوا من جنات و عيونَ و زروع و مقام كريمَ و نعمة كانوا فيها فاكهين)
بنابراين ، نعمت مادى كه انسان را به خود مشغول مى سازد، يا فتنه و ابتلا (عامل آزمودن ) است و يا عذاب الهى و در نتيجه راهزن است ، نه راهگشا و نمى تواند دستمايه و ره توشه سلوك به سوى خدا باشد .
از شواهد گذشته به خوبى روشن مى شود كه در (اءنعمت عليهم ) سخن از نعمتهاى معنوى و باطنى است كه به پيامبران ، صديقان ، شهيدان و صالحان نيز عطا شده است و قرآن كريم در موارد گوناگون آنها را بيان مى كند .

این ماه پربرکت داره تموم میشه...آیا سر افراز از این ماه بیرون میایم؟

 

نوشته شده توسط زهرا هدایتی در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 ساعت 23:46 | لینک ثابت

بسم رب الکرسي الرفيع

«منت خداي را عز وجل که طاعتش موجب قربتست وبه شکر اندرش مزيد نعمت»

تسنیم
چشمه اي است در بهشت – اين كلمه در اصل مصدر باب تفعيل است به معناي بالا بردن و پر كردن . گويند اين چشمه از بالا به پايين مي ريزد و برخي نيز گفته اند كه تسنيم نهري است در بهشت كه در هوا جاري است و به مقدار حاجت بهشتيان در ظروف آنان ريخته مي شود و ظرف آنان را پر مي كند .

چشمه تسنيم از زير پاى اميرالمؤمنين جارى است
و آنكه بر اعراف قرار دارد و تسنيم از زير پاى او جارى است مقام ولايت كبراى حضرت مولى الموالى اميرالمؤمنين عليه السلام است، كه تمام مقربين از چشمه جارى شده از زير پاى آنحضرت ميآشامند.

نهر تسنيم از قلب آنحضرت سرچشمه مى گيرد، و مقربين را سيراب مى كند، و سپس بحوض كوثر وارد مى شود، و از آنجا بقلوب و دلهاى شيعيان و مواليان هر جا و در هر مكان، هر يك از انواع اين علومى كه ذكر شد، چه تسنيم، و كافور، و چه زنجبيل، و چه خمر صافى، و چه نهر شير، يا آب غير متعفن، يا نهر عسل، همه از مقام ولايت كه علم مطلق است سرچشمه گرفته، و افراد بنى آدم را هر يك بنوبه خود بحسب ظروف و استعدادات سيراب مى كند.

نوشته شده توسط زهرا هدایتی در پنجشنبه پنجم مهر 1386 ساعت 11:30 | لینک ثابت

بسم رب الکرسی الرفیع

«منت خدای را عز وجل که طاعتش موجب قربتست وبه شکر اندرش مزید نعمت»

نعمت يافتگان در قرآن
در آيات پايانى سوره حمد، هدايت به راه نعمت يافتگان درخواست مى شود
و قرآن كريم آنان را چنين معرفى مى كند:
و من يطع الله و الرسول فاءولئك مع الذين اءنعم الله عليهم من النبيين و الصديقين و الشهداء و الصالحين و حسن اءولئك رفيقا ؛
كسانى كه از خدا و پيامبرش ‍ پيروى كنند با نعمت يافتگان همراهند و آنان پيامبران ، صديقان ، شهيدان و صالحانند و اين سالكان رفيقانى نيكويند .)
پس مراد از (الذين اءنعمت عليهم ) اين چهار گروهند كه خدا به آنان نعمت نبوت ، صدق ، شهادت و صلاح را عطا كرده است
و راز حسن رفاقتشان اين است كه آنان رهروانى آگاهند
و در پيمودن راه موفق و هرگز هم سفران خود را تنها نگذاشته ،
از آنان غافل نمى شوند، بلكه دست هم سفران خود را گرفته ، از عقبه هاى دشوار و لغزشگاههاى صعب العبور به سلامت مى گذرانند .
پس هم سفر آنان در اين راه پر فراز و نشيب ، نه از آنان آسيب مى بيند
 و نه مورد غفلت آنها قرار مى گيرد و نه از عقبه هاى دشوار راه هراس و وحشتى دارد .

نوشته شده توسط زهرا هدایتی در دوشنبه دوم مهر 1386 ساعت 16:12 | لینک ثابت

بسم رب الکرسی الرفیع

«منت خدای را عز وجل که طاعتش موجب قربتست وبه شکر اندرش مزید نعمت»

نعمتهاى ناب و مشوب در بهشت


نعمتهايى كه بهره سالكان صراط مستقيم است به اختلاف درجات آنان متفاوت است ؛
برخى خالص و برخى مشوب .
قرآن كريم در تبيين نعمتهاى بهشتى مى فرمايد: در بهشت چشمه هاى فراوان و گوناگونى است ؛
برخى خالص و برخى مشوب . چشمه هاى ناب و خالص بهره مقربان است و سهم ديگران آميخته اى از آنهاست :
و يسقون فيها كاءسا كان مزاجها زنجيلاَ عينا فيها تسمى سلسبيلا 
جام شراب بهشتيان آميخته از زنجبيل است كه بهره اى از سلسبيل دارد
و سلسبيل چشمه اى بهشتى است برتر از زنجبيل و چشمه هاى ديگر كه متوسطان از آن مى نوشند.
در جاى ديگر مى فرمايد:

ان الاءبرار يشربون من كاءس كان مزاجها كافورا
نوشيدنى ابرار از جامى آميخته با قطراتى از چشمه كافور است
ولى شراب خالص كافورى فقط بهره مقربان است .
همچنين مى فرمايد:
ان الاءبرار لفى نعيمَ على الاءرائك ينظرونَ تعرف فى وجوههم نضرة النعيمَ
يسقون من رحيق مختومَ ختامه مسك و فى ذلك فلينافس المتنافسونَ و مزاجه من تسنيمَ عينا يشرب بها المقربون

 ابرار در ميان نعمتهاى الهى غوطه ورند .
 آنان در حالى كه بر تختها تكيه زده اند نظاره گر نعمتهاى بهشتى اند .
از رخسارشان طراوت و خرمى نعيم بهشتى نمايان است .
 آنان را از شرابى سر به مهر كه با مشك سيراب مى كنند
و طالبان سبقت جوى بايد در رسيدن به چنين نعمت نفيسى با يكديگر به رقابت برخيزند
و انفاس خود را براى نايل ساختن نفوس خويش به چنين كالاى نفيسى به كار برند .
شراب اين جام آميزه اى است با قطراتى از تسنيم و تسنيم چشمه اى است كه مقربان الهى از آن مى نوشند .
پس مقام مقربان بسى برتر از ابرار است ؛
زيرا قطراتى از چشمه سار ويژه آنان را در جام ابرار مى ريزند
و نمازگزارى كه هدايت به صراط را مى طلبند به تناسب مرتبه اش از اين نعمتها برخوردار است

 


نعمتهاى ناب و مشوب در بهشت


عن النبى صلى الله عليه و آله و سلم : ( و مزاجه من تسنيم )
 قال : هو اءشرف شراب فى الجنة يشربه محمد و آل محمد و هم المقربون السابقون :
رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و على بن اءبى طالب و الائمة و فاطمة و خديجه صلوات الله عليهم و ذريتهم ... )
تسنيم ، اءشرف شراب فى الجنة يشربه محمد و آل محمد صرفا و يمزج لاءصحاب اليمين و سائر اءهل الجنة )
اشاره : آنچه در بهشت يافت مى شود، اعم از نوشيدنى و خوراكى ،
از قذارتهاى زيانبار مصون است ،
ليكن خلوص ، صفا و ناب بودن مراتبى دارد
و مراتب آن بر اساس خلوص ايمان ، صفاى اعتقاد و ناب بودن اعمالى است كه مؤ منان در دنيا به آنها موفق شده اند
و چون عقايد و اخلاق و اعمال اهل بيت (عليهم السلام ) از هر نظر خالص بوده است ،
از اين رو آنان از چشمه تسنيم برخوردارند كه مقدارى از آن چشمه در شراب ابرار و اصحاب يمين ممزوج مى شود ..

 

نوشته شده توسط زهرا هدایتی در جمعه سی ام شهریور 1386 ساعت 20:24 | لینک ثابت

بسم رب الکرسی الرفیع

«منت خدای را عز وجل که طاعتش موجب قربتست وبه شکر اندرش مزید نعمت»

خداى سبحان كه عالم و آدم را آفريده و مى پروراند و هر مربوبى را به كمال لايق آن سوق مى دهد،
براى انسان نيز كه آميزه زيبايى از خاك تيره و روح خداست ،
افزون بر ارزاق مادى ، بهره هاى روحى و معنوى قرار داده
و براى سير معنوى و سلوك روحانى وى صراط مستقيم دين را ترسيم كرده
و سلوك صراط را راه دستيابى به بهشت تن (جنات تجرى من تحتها الانهار) و جنت جان (فى مقعد صدق عند مليك مقتدر) قرار داده است
و چون آدميان در سير و سلوك خويش متفاوتند بهره هاى بهشتى آنان نيز گوناگون است ؛
برخى همانند ابرار از شراب گواراى رحيق مختوم سيراب مى شوند كه مهر مشكين صيانت از باطل بر آن نهاده شده و از گزند هر آلودگى منزه است و بهره مقربان ، شراب چشمه تسنيم كه قراح محض و صراحى ناب است مى باشد

 
و اين حديث از رسول ختمى مرتبت نقل است كه فرمود: تسنيم اءشرف شراب فى الجنة يشربه محمد و آل محمد و يمزج لاءصحاب اليمين و لسائر اءهل الجنة  كه ساقى آن ذات اقدس اله است : (و سقاهم ربهم شرابا طهورا) 
و ساغر آن حقيقت نفيس معرفت و محبت به اوست : ان الاءبرار لفى نعيم ... يسقون من رحيق مختوم ختامه مسك و فى ذلك فلينافس المتنافسون و من مزاجه من تسنيم عينا يشرب بها المقربون )
چشمه تسنيم ينبوع اعلايى است كه شراب طهور ويژه مقربان الهى از آن مى جوشد و همه ارزش رحيق مختوم (شراب ابرار) .

نوشته شده توسط زهرا هدایتی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت 14:32 | لینک ثابت

بسم رب الکرسی الرفیع

«منت خدای را عز وجل که طاعتش موجب قربتست وبه شکر اندرش مزید نعمت»

باز اين ماه دوست داشتنی فرا رسيده است. ماه ميهمانی بر سفره بی نهايت. باشد که اين اندرون از طعام خالی کردن ها موجب شود نور حقيقت بر دل هامان بتابد

 فرا رسیدن "رمضان ماه خدا "ماه بخشش ،ماه مهربانی ،ماه رحمت ودعا،ماه استغفار بندگان بر تمامی روزه داران مبارک باد.

رسول اكرم(ص) در خطبه شعبانيه مي‌فرمايند: اي بندگان خدا! ماه خدا با بركت و رحمت است و آمرزش به‌سوي شما روي آورده است. و اين ماه نزد خداوند بهترين ماه است. روزها و شب‌هايش بهترين روز و شب است و ساعاتش نيز بهترين ساعات. پس با نيت پاك به‌سويش برويد. قرآن تلاوت كنيد و بيچاره آن كسي است كه در اين ماه از آمرزش خدا بي‌بهره باشد قيامت را به‌ياد آوريد و به‌ياد گرسنگي و تشنگي قيامت روزها را طي كنيد.

واما ادامه ی تفسیر آیات ۱تا۴  

((هدايت )) در اينجا معنى وسيع و گسترده اى دارد كه هم هدايت ((تكوينى )) را شامل مى شود و هم هدايت ((فطرى )) و هم ((تشريعى )) را هر چند سوق آيه بيشتر روى هدايت تشريعى است .
((توضيح )) اينكه از آنجا كه خداوند انسان را براى هدف ((ابتلاء و امتحان )) و تكامل آفريده است مقدمات وصول به اين هدف را در وجود او

آفريده ، و نيروهاى لازم را به او بخشيده اين همان هدايت ((تكوينى )) است .
سپس در اعماق فطرتش عشق به پيمودن اين راه را قرار داده ، و از طريق الهامات فطرى مسير را به او نشان داده ، و از اين نظر هدايت ((فطرى )) نموده و از سوى ديگر، رهبران آسمانى و انبياى بزرگ را به تعليمات و قوانين روشن براى ((ارائه طريق )) مبعوث كرده ، و به وسيله آنها هدايت ((تشريعى )) فرموده است ، و البته تمام اين شعب سه گانه هدايت ، جنبه عمومى دارد، و همه انسانها را شامل مى شود.

روي هم رفته اين آيه به سه مساءله مهم و سرنوشت ساز در زندگى انسان اشاره مى كند:
مساءله ((تكليف ))، مساءله ((هدايت )) و مساءله ((آزادى اراده و اختيار)) كه لازم و ملزوم يكديگر و مكمل يكديگرند.
در ضمن جمله ((انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا)) خط بطلان بر مكتب جبر مى كشد.
تعبير به ((شاكرا)) و ((كفورا)) مناسبترين تعبيرى است كه در اينجا امكان دارد، چرا كه در مقابل نعمت بزرگ هدايت الهى آنها كه پذيرا و تسليم شوند، و راه هدايت پيش گيرند، شكر اين نعمت را بجا آورده ، و آنها كه مخالفت كنند كفران كرده اند.
و از آنجا كه از دست و زبان هيچكس بر نمى آيد، كه از عهده شكرش بدر آيد، در مورد ((شكر)) تعبير به اسم فاعل كرده ، در حالى كه در مورد ((كفران )) تعبير به ((كفور)) (صيغه مبالغه ) آمده ، زيرا آنها كه اين نعمت بزرگ را ناديده بگيرند بالاترين كفران را كرده اند، چرا كه خداوند انواع وسائل هدايت را در اختيار آنها گذارده ، و اين نهايت كفران است كه همه را ناديده بگيرد و راه خطا برود.

ضمنا بايد توجه داشت ((كفور)) واژه اى است كه هم در مورد ((كفران نعمت )) به كار مى رود و هم در مورد ((كفر اعتقادى )) (همانگونه كه راغب در مفردات آورده است ).
در آخرين آيه مورد بحث اشاره كوتاه و پرمعنائى به سرنوشت كسانى كه راه كفر و كفران را مى پويند كرده ، مى فرمايد: ((ما براى كافران زنجيرها و غلها و شعله هاى سوزان آتش آماده كرده ايم )) (انا اعتدنا للكافرين سلاسلا و اغلالا و سعيرا).
تعبير به ((اعتدنا)) (آماده كرده ايم ) تاءكيدى است بر مساءله حتمى بودن مجازات اين گروه درست است كه آماده كردن از قبل ، كار كسانى است كه توانائى محدودى دارند و احتمال مى دهند به هنگام نياز توانائى پيدا نكنند، و اين معنى درباره خداوند موردى ندارد چرا كه هر چه را اراده كند با فرمان ((كن )) فورا موجود مى شود، در عين حال براى بيان قطعى بودن مجازات كافران اعلام مى كند كه وسائل مجازات آنها از هم اكنون آماده است !
((سلاسل )) جمع ((سلسله )) به معنى ((زنجير)) و ((اغلال )) جمع ((غل )) به معنى حلقه اى است كه بر گردن يا دستها قرار مى دهند، سپس آن را با زنجير مى بندند.
به هر حال ذكر غل و زنجير، و سپس شعله هاى سوزان آتش بيانگر مجازات عظيم اين گروه است كه در آيات ديگر قرآن نيز به آن اشاره شده ، و ((عذاب )) و ((اسارت )) در آن جمع است .
آزادى آنها در شهوات در اينجا سبب اسارت آنها در آنجا مى شود،آتشهائى كه در اين دنيا بر پا كرده اند در آنجا تجسم مى يابد و دامانشان را مى گيرد.

نوشته شده توسط زهرا هدایتی در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت 23:40 | لینک ثابت

بسم رب الکرسی الرفیع

«منت خدای را عز وجل که طاعتش موجب قربتست وبه شکر اندرش مزید نعمت»

ادامه ی تفسیر ایات ۱تا ۴

به هر حال بعد از اين مرحله نوبت آفرينش انسان ، و موجود قابل ذكر شدن است ، مى فرمايد.
((ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم ، و او را مى آزمائيم ، و لذا اورا شنوا و بينا قرار داديم )) (انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج نبتليه فجعلناه سميعا بصيرا).
((امشاج )) جمع ((مشج )) (بر وزن نسج يا بر وزن سبب ) يا جمع ((مشيج )) (بر وزن مريض ) به معنى شى ء مخلوط است .
آفرينش انسان از ((نطفه مخلوط)) ممكن است اشاره به اختلاط نطفه مرد و زن و تركيب ((اسپر)) و ((اوول )) بوده باشد همانگونه كه در روايات اهلبيت (عليهم السلام ) اجمالا به آن اشاره شده است . يا اشاره به استعدادهاى مختلفى كه در درون نطفه از نظر عامل وراثت از طريق ژنها و مانند آن وجود دارد، و يا اشاره به اختلاط مواد مختلف تركيبى نطفه است ، چرا كه از دهها ماده مختلف تشكيل يافته ، و يا اختلاط همه اينها با يكديگر معنى اخير از همه جامعتر و مناسبتر است .
اين احتمال نيز داده شده كه امشاج اشاره به تطورات نطفه در دوران جنينى است .
جمله ((نبتليه )) اشاره به رسيدن انسان به مقام ((تكليف و تعهد و مسؤ وليت و آزمايش و امتحان )) است ، و اين يكى از بزرگترين مواهب خدا است كه به انسان كرامت فرموده و او را شايسته ((تكليف و مسؤ وليت )) قرار داده است .
و از آنجا كه ((آزمايش و تكليف )) بدون ((آگاهى )) ممكن نيست ، در آخر آيه اشاره به ابزار شناخت و چشم و گوش مى كند كه در اختيار انسانها قرار داده است .

بعضى نيز گفته اند منظور از ابتلاء و آزمايش در اينجا تطورات و تحولاتى است كه به جنين از مرحله نطفه تا رسيدن به يك انسان كامل دست مى دهد. ولى با توجه به تعبير ((نبتليه )) و همچنين تعبير به ((انسان )) تفسير اول مناسبتر است .
ضمنا از اين تعبير استفاده مى شود كه ريشه همه ادراكات انسان از ادراكات حسى او است : و به تعبير ديگر ادراكات حسى ((مادر)) همه ((معقولات )) است ، و اين نظريه بسيارى از فلاسفه اسلامى است ، و در ميان فلاسفه يونان ((ارسطو)) نيز طرفدار همين نظر بوده است .
و از آنجا كه تكليف و آزمايش انسان علاوه بر مساءله آگاهى و ابزار شناخت نياز به دو عامل ديگر يعنى به مساءله ((هدايت )) و ((اختيار)) دارد آيه بعد به آن اشاره كرده ، مى فرمايد: ((ما راه را به او نشان داديم ، خواه شاكر و پذيرا باشد، يا كفران كننده و ناپذيرا)) (انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا).

دوستای عزیز بابت اطلاع از آخرین اخبار جشن تسنیم به وبلاگ زیر بروید

آخرین اخبار جشنواره ی قرآنی تسنیم

 

نوشته شده توسط زهرا هدایتی در شنبه هفدهم شهریور 1386 ساعت 23:50 | لینک ثابت

بسم رب الکرسی الرفیع

«منت خدای را عز وجل که طاعتش موجب قربتست وبه شکر اندرش مزید نعمت»

آیه۱ سوره ی مبارکه ی دهر

نطفه بى ارزش را انسان كرديم ، و تمام وسائل هدايت را در اختيارش نهاديم
با اينكه بيشترين بحثهاى اين سوره پيرامون قيامت و نعمتهاى بهشتى است ، ولى در آغاز آن سخن از آفرينش انسان است چرا كه توجه به اين آفرينش زمينه ساز توجه به قيامت و رستاخيز است 

 مى فرمايد: ((آيا چنين نيست كه زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيزى قابل ذكر نبود))؟ (هل اتى على الانسان حين من الدهر لم يكن شيئا مذكورا).
آرى ، ذرات وجود او هر كدام در گوشه اى پراكنده بود در ميان خاكها، در لابلاى قطرات آب درياها، در هوائى كه در جو زمين وجود دارد، مواد اصلى وجود او هر كدام در گوشه يكى از اين سه محيط پهناور افتاده بود، و او در ميان آنها در حقيقت گم شده ، و هيچ قابل ذكر نبود.
آيا منظور از ((انسان )) در اينجا نوع انسان است ، و عموم افراد بشر را شامل مى شود؟ يا خصوص حضرت آدم است ؟.
آيه بعد كه مى گويد ما انسان را از نطفه آفريديم قرينه روشنى بر معنى اول مى باشد، هر چند بعضى معتقدند كه انسان در آيه اول به معنى حضرت((آدم )) و ((انسان )) در آيه دوم اشاره به فرزندان آدم است ، ولى اين جدائى در اين فاصله كوتاه بسيار بعيد به نظر مى رسد.
در تفسير جمله ((لم يكن شيئا مذكورا)): چيز قابل ذكرى نبود نيز نظرات ديگرى اظهار شده است ، از جمله اينكه : انسان به هنگامى كه در عالم نطفه و جنين بود موجود قابل ذكرى نبود، ولى بعدا كه مراحل تكامل را پيمود به موجودى قابل ذكر تبديل شد.
در حديثى از امام باقر (عليه السلام ) نقل شده كه فرمود: ((انسان در ((علم خدا)) مذكور بود، هر چند در ((عالم خلق )) مذكور نبود)).
در بعضى از تفاسير نيز آمده كه منظور از ((انسان )) در اينجا علماء و دانشمندان است كه قبل از فرا گرفتن علم قابل ذكر نبودند، اما بعد از رسيدن به نظام علم در ميان همه مردم ، در حيات و بعد از موتشان ، همه جا ذكر آنها است .
بعضى نقل كرده اند كه ((عمر بن خطاب )) اين آيه را از كسى شنيد گفت اى كاش آدم همچنان غير مذكور باقى مانده بود، و از مادرزاده نمى شد، و فرزندانش مبتلا نمى شدند!.
و اين سخن تعجب آور است چرا كه در واقع ايرادى است به مساءله آفرينش .

ادامه درپست بعدی

منبع:تفسیر نمونه

یک عکس جالب

داشتم توی اینترنت می گشتم که یه عکس جالب دیدم دلم نیومد واستون نذارم

الله در آسمان

الله در آسمان 

 

نوشته شده توسط زهرا هدایتی در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 11:7 | لینک ثابت

بسم رب الکرسی الرفیع

«منت خدای را عز وجل که طاعتش موجب قربتست وبه شکر اندرش مزید نعمت»

خواص برخي سوره هاي قرآني


سوره ي قدر

پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله وسلم فرموده اند هر که در وقت خواب يازده مرتبه سوره ي قدر را بخواند حق تعالي يازده ملک بر او موکل گرداند که او را از شر شيطان حفظ کنند تا صبح


سوره ي بني اسرائيل

امام جعفر صادق عليه السلام در کتاب تفسير مجمع البيان روايت کرده :هر که سوره ي بني اسرائيل را در تمام شب هاي جمعه بخواند نميرد تا حضرت مهدي عج را زيارت کند واز اصحاب ايشان شود


سوره ي ملک

امام علي عليه السلام فرموده اند هر کس سوره ي ملک را بخواند روز قيامت بر بال هاي ملائکه آيد ورويش در حسن مثل روي يوسف باشد


سوره ي حشر

پيامبر اکرم صلي الله فرموده اند هرکس سوره ي حشر را بخواند همه چيز از بهشت و دوزخ و عرش وکرسيبراو صلوات فرستند وبراي او استغفارکنند و اگر در آن روز يا آن شب بميرد شهيد مرده است

سوره ي طور

پيامبر اکرم صلي الله در خواص القران فرموده اندهر که سوره ي طور را تلاوت کند بر خدا سزاوار است که او را از عذابش ايمن کند و به نعمت هاي بهشتي متنعم فرمايد


سوره ي شعرا،نمل وقصص

امام جعفر صادق عليه السلام:در مجمع البيان روايت است هر کس در شب جمعه سه سوره اي را که اول آن طس است(سوره ي شعرا،نمل وقصص)را قرائت کند از دوستان خداوند متعال و در جوار ودر کنف قادر ذوالجلال خواهد بود و خداوند او را در بهشت عدن که وسط بهشت است جاي دهد ،با پيغمبران و مرسلين و اوصيا باشد و در دنيا هرگز تنگدستي بدو نرسد ودر آخرت حق تعالي آن قدر از فضل ورحمت خود به او مزد عطا فرمايد که راضي وخشنود شود زياده بر رضايت وخشنودي او ،وبه او تزويج نمايد صد نفر حوريه از حورالعين را


 

نوشته شده توسط زهرا هدایتی در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 15:32 | لینک ثابت

بسم رب الکرسی الرفیع

«منت خدای را عز وجل که طاعتش موجب قربتست وبه شکر اندرش مزید نعمت»

ولادت مهدی موعود آن که یادش و وعده ی آمدنش آرامش این قلب های تنها وخسته از این همه بی عدالتیست مبارک


محتوای سوره ی انسان
این سوره در عین کوتاهی محتوای عمیق ومتنوع وجامعی دارد
واز یک نظر می توان آن را به پنج بخش تقسیم کرد
در بخش اول
از آفرینش انسان وخلقت او از نطفه"امشاج"(مختلط) و
سپس هدایت وآزادی اراده ی او سخن می گوید
در بخش دوم
سخن از پاداش ابرار ونیکان است
که شان نزول خاصی در مورد اهل بیت علیهما السلام دارد
که به آن اشاره خواهد شد
در بخش سوم
دلائل استحقاق این پاداش ها را در جمله هایی کوتاه وموثر بازگو می کند
در بخش چهارم
به اهمیت قرآن و طریق اجرای احکام آن
وراه پرفراز ونشیب خودسازی اشاره دارد
و در بخش پنجم
سخن از حاکمیت مشیت الهی در عین مختار بودن انسان به میان آمده است

 

 

نوشته شده توسط زهرا هدایتی در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 ساعت 0:2 | لینک ثابت

 بسم رب الکرسی الرفیع

«منت خدای را عز وجل که طاعتش موجب قربتست وبه شکر اندرش مزید نعمت»

__________________________
_____گفتني ها راجع به سوره ي دهر_____


هفتاد وششمين سوره ي قرآن مجيد است که 31 آيه دارد
نود وهشتمين سوره اي است که در مدينه بر وجود نازنين پيامبرخدا نازل گشته است
در جزء بيست ونهم قرآن قرار دارد
اسامي ديگر اين سوره به شرح زير است
انسان/هل اتي/ابرار


امافضيلت اين سوره:
عن النبي (ص)قال:«ومن قرا سورة هل اتي کان جزاؤه علي الله جنة وحريرا».
رسول خدا (ص)فرمودند:پاداش قاري سوره ي انسان بهشت و حرير است
قال ابوجعفر:«من قرأ سورة هل أتي کل غداة خميس زوّجه الله من الحور العين مائة عذراءو اربعة آلاف ثيّب وکان مع محمد صلي الله عليه وآله وسلّم».
امام محمدباقر عليه السلام فرمودند :کسي که هر پنج شنبه سوره ي هل اتي را بخواند خداوند صد حوري وچهار هزار ثيب به او تزويج کند وهمواره پيامبر خدا باشد

 

 

نوشته شده توسط زهرا هدایتی در پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 23:54 | لینک ثابت

بسم رب الکرسی الرفیع

«منت خدای را عز وجل که طاعتش موجب قربتست وبه شکر اندرش مزید نعمت»


سلام خدمت همه ی دوستای عزیز
قسمت شد که یه وبلاگی رو راه بیندازم
در راستای طرحی که هر سال رادیو جوان پیشگام اون میشه
امسال طرح تسنیم 2 را خواهیم داشت
که در آن به بحث وبررسی پیرامون سوره ی دهر
که اسم دیگر آن سوره انسان هست می پردازیم
منم تصمیم به ایجاد یه وبلاگ گرفتم
که علاوه بر بحث وبررسی وتفسیر سوره ی دهر
به بررسی ومعرفی هر چه بیشتر بهشت می پردازه
امیدوارم مطالبم بتونه مفید واقع بشه
حالا کم کم بریم سر مبحث اصلی


__________________________
_____این است بهشت وعده داده شده_____


آنجا كه نه غمى است ، نه رنجى ، و نه درماندگى
از آيات قرآن مجيد به خوبى استفاده مى شود كه در بهشت
نهرها و چشمه هاى گوناگونى است كه هر كدام داراى فايده و لذتى است
که چها رنمونه آن در آيه 15 سوره ی محمد آمده
و نمونه هاى ديگرى نيز در سوره دهر است كه به خواست خدا در تفسير آن خواهد آمد
تعبير به ((انهار)) در مورد اين چهار نوع نشان مى دهد
كه از هر كدام آنها يك نهر نيست بلكه نهرها است .
می دانید نعمتهاى بهشتى چيزى نيست كه با الفاظ روزمره زندگى دنيا بتوان درباره آن سخن گفت ، اين الفاظ كوچكتر از آن است كه بتواند ترسيم كامل و گويائى از آن بكند،
بلكه تنها مى تواند شبحى كم رنگ از آن حقايق بزرگ در اذهان ما ترسيم كند.
در آيه مورد بحث به نهرهاى آب و شير و شراب طهور و عسل اشاره شده
كه ممكن است اولى براى رفع تشنگى است ،
دومى تغذيه ، سومى نشاط، و چهارمى لذت و قوت مى آفريند.
جالب اين كه از آيات ديگر قرآن استفاده مى شود
كه همه بهشتيان از همه اين نوشيدنيها نمى نوشند بلكه سلسله مراتبى دارند
كه به تناسب آن بهره مند مى شوند
در سوره مطففين آيه 28 مى خوانيم :
عينا يشرب بها المقربون : ((چشمه اى است كه مقربان درگاه خدا از آن مى نوشند))

برای پست اول فک کنم کافی باشه
امیدوارم چیزایی که واستون می نویسم مورد توجهتون واقع بشه

به خدا می سپارمتان

نوشته شده توسط زهرا هدایتی در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 15:39 | لینک ثابت