تبليغاتX
!...خدا هم خانه دارد

!...خدا هم خانه دارد

ای دل تو چه میکنی؟میروی یا می مانی؟

هو الحق

آی کبوتر که نشستی روی گنبد طلا

هرکجا پرمیکشی تو حرم امام رضا

من کبوتر بقیع ام با تو خیلی فرق دارم

جای گنبد سرمو به روی خاکا میذارم

خونه قشنگ تو کجا و این خونه کجا

گنبد طلا کجا قبرای ویرونه کجا

اونجا هرکی میپره طائر افلاکی میشه

تو بقیع بال وپر کبوترا خاکی میشه

اون جا خادما با زائر آقا مهربونن

اینجا زائرا رو از کنار قبرا میرونن

تو که هرشب میسوزه صدتا چراغ دور وبرت

به امام رضا بگو غریب تویی یا مادرت؟

پ.ن:

تو که آهسته میخوانی قنوت و ربنایت را

میان ربنای سبز دستانت دعایم کن

(ا.ل.ت.م.ا.س...د.ع.ا)

نوشته شده در جمعه نهم بهمن 1388ساعت 22:10 توسط ز.هدایتی| |

َنماز آیات بخوانیم

اگر به کسوف و خسوف اعتقاد داری ،اگر مفهوم نماز آیات را می دانی ،

 این روزها با هر نماز یومیه ای باید نماز آیات هم بخوانیم ،

خورشید ما گرفته است ،رهبرم غمگین است

 خدایا چکار کرده اند که این کسوف باز نمی شود ،

هرچند نورانیتش کم  و قطع نمی شود،

اما چرا نمی فهمند آنان که بسمت خورشید خاک می پاشند

در واقع بر چشمان خود فرو می ریزند 

سلام بر فرزند فاطمه ،رهبر عزیزم سید علی .

مدت هاست که بغض گلویم را گرفته ،احساس می کنم

 نفس کشیدن برام خیلی سخته ،

هیچ وقت مولایم را اینچنین در هم و افسرده ندیده بودم .

باور کنید حرف دلم غمگین تر از اینهاست اما قدرت بیانش را ندارم

می خواهم با رهبرم درد دل کنم بگویم:

رهبرم ،بابی انت و امی ، جانم بفدایت،

می دانم که در این ایام توهین ها و هتک حرمت ها قلبت را جریحه دار کرده است

می دانم که تحمل توهین به ساحت سیدالشهدا را نداری،

می دانم که دستاویز شدن امام راحل شما را رنج می دهد،

می دانم که اطرافیان چگونه جام زهر تعارف می کنند،بخدا می دانم .

 اما از من نوعی چکار بر می آید ؟ اما خوب می دانم....اینان همان باغیان زمانند ،

همانان که با نام خدا و قرآن ظاهر از دین خدا و لوای قرآن ناطق خارج شدند،

آری خوارج زمان با اسم دین ، قرآن و نام امام خمینی (ره)

از زیر لوای ولایت علی زمان خارج شده اند ،

اینان کافرند و خونشان مباح ، مگر آنکه توبه کنند .

ای رهبر ما و ای مولای ما 

همین قدر بگوییم که اگر فرمان دهی حتی با اشارت انگشت ،

ما آماده نهروانی دیگریم ، این بار با بصیرت حمله خواهیم کرد

و بر دشمن جاهل پیروز خواهیم شد.

حتی نمی گذاریم کسی از آنان زنده بماند

تا ابن ملجم گردد و فاجعه ای دیگر بیافریند.

 رهبرم ، با همه این اوصاف کلامت سراسر امید است ،

امید داریم که حزب الله هم الغالبون محقق خواهد شد

به امید آن روز که خورشیدمان را با گل رویش خندان ببینیم .

و از نماز آیات بی نیاز گردیم.

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 0:11 توسط ح.حاجی حسینی| |

بسم رب الکعبه

در دل دلِ ، دل کندن وماندن

یاد سبد سبد التماس دعا که هنگام آمدن بدرقه راهت کردند می افتی

دوست داری حرف هایشان را بی کم وکاست به محضر بزرگان عرضه کنی

اینکار را میکنی...حال نوبت خودت رسیده،مانده ای چه بخواهی

آنقدر بوی تربت بقیع مشامت را درگیر خود کرده

که تو خود را در خود گم میکنی...!

چقدر آنجا دلت میخواست مرد بودی تا سربر تربت بقیع اشک بریزی

اما...اما همین که در چند متری قبور مطهر قرار داری خدا را شاکری

ودعا میکنی که لیاقتی مجدد روزیت شود تا مسافر شهر غریب شوی...

"اللهم الرزقنی زیارة ائمة الهداة المهدیین فی الدنیا وشفاعتهم فی الاخره"

دیر یا زود از بقیع دل میکنی...یعنی مجبوری دل بکنی!

شرطه های عرب با فارسی دست وپا شکسته تو را مجبور میکنند

از قطعه ی دیگری از بهشت فاصله بگیری

آنقدر غرق غربت 4امام شده بودی

که یادت میرود چه حرف ها داشتی که با ام البنین بزنی

میروی بدین امید که فردا بازمیگردی ودرد دل ها با ام العباس نجوا میکنی

فردا که باز میگردی باز مغناطیس غربت اهل بیت تو را در خود سردرگم میکند

وباعث میشود تو میخکوب شده بر جایت فقط دقایقی را به قبور خاکی متبرک کنی

به کنار مزار ام البنین میروی و دوست داری تقدیرش کنی بخاطر عباسش

ثانیه ای صحرای کربلا را از دل میگذرانی اما دلت آنقدر غرق غربت اینجا شده

که تحمل مرور عاشورا و عاشوراییان را ندارد

سریع دلت را از دشت کربلا بیرون میکشی...

به یاد بقیة الله می افتی که در شبانه روز بارها وبارها

از کنار قبور مدینة النبی و کربلای معلی رد میشود

چه صبری دارد حجة بن الحسن وچه دل شرحه شرحه ای...!

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 11:50 توسط ز.هدایتی| |

با ورود به فرودگاه مرحله دوم سفر آغاز شد

مرحله دوم ، سفر فی الحق بالحق است

در این مرحله سعی می شود به جستجو در صفات خدا پرداخته گردد یعنی خداشناسی.

این مرحله ، طولانی ترین مراحل هر سفری است که خود به چند بخش تقسیم می شود .

قسمت اول : حرکت از جده بسمت مدینه و استقرار در هتل ها

بعد از ورود به فرودگاه با استقبال بچه سرباز های ملک فهد روبرو شدیم

باور کنید توی فرودگاه مگس هم پر نمی زد چند تا سرباز عقده ای اونجا بودند

و تربیت شده بودن برای گیر دادن به دانشجویان ایرانی.

 فقط مونده بود دی ان ای بگیرن...

خلاصه سوار شدیم بر اتوبوسهای حافل ... حال و هوای بچه ها هنوز هم معنوی بود

بعداز حرکت از شهر فهد به نزدیکی شهر پیامبر رسیدیم

دربین راه اولین نماز مغرب و عشای سفر را در یکی از مساجد بین راهی خوندیم بعد شام و

دوباره حرکت . وارد شهر پیامبر شدیم اشک در چشمان بچه ها موج میزد

کسی به دیگری نگاه نمی کرد هر کس خودش بود و خودش .

به خیابانی رسیدیم که بر ان نوشته بود شارع عمربن خطاب

بچه می گفتند اگه توی این خیابان تصادف بشه و بمیریم به مرگ جاهلیت مرده ایم و...

خلاصه . ساعت 11 رسیدیم به هتل . هتل جوهره العاصمه 

یعنی جوهره عصمت ها یعنی حضرت زهرا (س) . ولی نمی دانم چرا این اسم را گذاشته بودن .

بعداز ورود ، مورد استقبال گرم مهمانداران ایرانی قرار گرفتیم

و هر کس در اتاق خود مستقر شدیم .

بچه ها لحظه شماری می کردن که نیمه شب غسل زیارت کنند

و هر چه زودتر چشمان منتظرشان به جمال قبه خضرا پیامبر (ص) روشن بشه .

بالاخره لحظه دیدار فرا رسید لحظه ای که بسیاری آرزوی آن را دارند...اما نصیب هر کس نمی شود

از کوجه پس کوچه های مدینه گذر کردیم صحن و سرای پیامبر چه صفایی دارد .

وارد صحن شده دیگر کسی حواسش به دوستش نبود

هر کدام چون براده هایی که بی اختیار به سمت آهنربا می روند قابل کنترل نبودند

بچه هایی که در دانشگاه با انواع افکار و علایق و باورهای متفاوت بودند

و اصلا به قیافه هاشان نمی آمد که به دین و ائمه اینقدر مشتاق باشند

آنگونه راه می رفتند که گویی سالهاست که منتظر چنین لحظه ای بوده اند .

این جذبه پیغمبر خداست که هر کس را که حتی ذره ای حب اهل بیت داشته باشد

را به سمت خود می کشد.

بعد از اولین نماز در کنار بهترین خلق خدا بسوی سرزمینی حرکت کردیم

که زمین تا آسمان با اینجا متفاوت بود .

آری قبرستان بقیع در  یکی از کنج های صحن و سرای پیمبر(ص)

بقیع : تاریکترین سرزمین انوار الهی

هوا هنوز کاملا روشن نشده بود ، پاها حس حرکت نداشت ،

چگونه می توان باور کرد ... مگر اینان فرزندان پیامبر نیستند ؟

چگونه ممکن است اینهمه جلال و شکوه برای پیامبر باشد

ولی در چند صد متری او ، فرزندانش را اینچنین غریب نگه داشته باشند

که گویااصلا در صفحه تاریخ نبوده اند

اگر کسی رابطه پیامبر و اهل بقیع را نداند گمان می کند که اینان دشمن هم اند .

در کنا ر نرده های بقیع می ایستیم

السلام علیکم ائمه الهدی ، السلام علیکم ایهاالحجج علی اهل الدنیا

سلام بر قربت بقیع ،سلام بر خاک های نرم بقیع که سالیان سال

است که دستی بران نرسیده است

الان است که آرزوی پرنده بودن در ذهن هاست چون فقط با پرواز است

که می توان بر روی خاک بقیع متبرک شد

سلام و درود خدا بر ائمه خفته در قبرستان خاموش بقیع

شاید اگر روز به قبرستان بروی غربتش را آنگونه که هست احساس نکنی

اما آنگاه که خورشید شعله هایش را دریغ می کند غربت آنچنان سیطره می یابد

که بغض گلوی هر شیفته ای را می شکافد

آری ، این ضابطه و علت منحصره بقیع است

انکم دعائم الدین  بقیع راز دار ارکان دین است

و تو ای مسافر ! آگاه باش که بقیع تنها قبرستان نیست ، میعادگاه عاشقان است ،

دلت را صاف ، گوشت را شنوا ، چشمت را بازکن

جگر سوخته امام مجتبی ، ناله های زین العابدین ،

رنج و شکنجه امام باقر و صادق (علیهماالسلام)رامی بینی

بقیع مجموعه دین است

کمی آنطرف تر در مقابل شهدای احد می ایستیم

اشهد انکم قتلتم علی منهاج رسول الله

الذین هم احیاء عند ربهم یرزقون

الذین ان جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا

 و این نیز از افتخارات بقیع است که پذیرای قبور آنهاست

راستی بقیع راز دار فاطمه بنت اسد ، مادر شیر خدا نیز هست

هر چند که بقیع نمی تواند قدم های زنان را بر خود احساس کند

اما در درون خود شیر زنانی دارد که خود مادر یلان تاریخ  بوده اند

که تا تاریخ هست نام آنها بر صفحه روزگار می درخشد

فاطمه ام البنین را می گوییم . این دو فاطمه ، مادر شجاع ترین خلایق عالمند

بقیع به شهدای حره هم می بازد آنان که بعد از آنکه سر امام عشق را بر نیزه دیدند بپا خواستند

و در کمال شهامت به شهادت رسیدند

السلام علیکم یا شهداء یا اهل الصدق و الوفا

ای دل ! بدان این همه آنچیزی نیست که بقیع دارد بدان هر خاکی محرم اسراری است

شاید بقیع راز دار بدن بانوی دو عالم نیز باشد

اما این راز فاش نمی شود تا میراث دار انبیا و اوصیا ی الهی بر آن تربت نشیند

این است راز بقیع .

خدایا! توفیق زیارت دوباره ائمه بقیع را به ما عنایت بفرما

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر

با حرکت بسوی هتل ، قسمت اول این مرحله به پایان رسید.

نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 20:32 توسط ح.حاجی حسینی| |

Design By : Night Melody